صفحه اول| تماس با ما |  بیو گـرافی | طنز | غـــزل | دوبیتی  |  کتاب گویا | اشعار داستانی |  دیدنیها و شنیدنیها

بیوگرافی 

امیرحکیمی درسـوم خـرداد یکهـزاروسیصد ویازده درشهـر کـرمانشاه چشم به جهان گشود وتا شش سا لگی درآن شهـر اقـامت داشت تا اینکه در سـا ل یکهـزاروسیصد وهفـده همراه با خا نواده به همـدا ن وپس از یک  سـا ل به تهـران کوچ ودر خیا با ن امیریه کوچهء قـلـعـه وزیـرسا کن وسپس در مدرسـه  ایما ن در خیا با ن شا هپـور، بازارچه مـعـیـر نا م نویسی وبـه تحصیـل پـرداخت واولین شـعـر خود را کلا س دوم سـرود که مـربوط به وضع مدرسه ونا بسا ما نی آن بود ، که مـورد غضب نا ظم  مدرسه قـرارگـرفت ومزد کارش را که عبا رت از شـلاق تسمه ای آن جنا ب بـود دریا فت نمود واز مدرسه به امـر نا ظم محتـرم اخـراج گــردیــد. روز بعد با د ستهـآ ی  ورم کـرده با تفا ق ولـیـش در دفـتــر مـدیـرکه نا م فا میلی زیبا و با معنائِی دا شتند ( آقای وجـدانی که خدایش بیا مرزد ) حا ضر وجـریان بعـرض رسِید که بسیا ر آزرده خا طر گشته وعلاوه بـرشمآ تت نا ظم ، او و ولـیـش را بسـر صف مدرسه برده وامر بخواندن  شعـرنمود. شعـرگفته شده خوا نـده شد و مورد  تشویق جنا ب مدیر وجمیع شا گـردان قـرارگرفت وهمـا ن روزبه مبـصری کـلاس مـفـتخـر گـردید . یک بند از شعـری که بیاد دارد چنین است : 

اگــر بـخـوای  بـدونـی            شـعــرمـنـو بـخـونـی
مـدرسـه مون ایـمـا نه           دارای دوتـا لـیـوانـــه
بـشـکـه  بـد ون آبــــه           بـا بـا هـمیشه خـوا به

بهـرحـا ل درسا ل یکهزاروسیصد وبیست و نه بخـدمـت نیـروی هوائی درآمـده ومـدت دوازده سال خـدمت کـرد وسپس استـعفـا داد وبه شغـل آزاد پـرداخـت . درعین حا ل به سـرودن اشـعـار ادامه میداد ولی هیچگاه اشعـار سروده خود را جمع آوری نکـرد تا اینکه در سا ل یکهزارسیصد چهل و دو ازدواج کرد واز آن تاریخ ببعـد بعضی از سروده هایش را نگهداری میکرد که اکثرآنها دو بیتی یا طنز ویا هجـو بود وبعد از آن به سرودن اشعـار جدی پرداخت تا اینکه بعـد از دگـرگونی وضع ایـرا ن طعـم تـلخ درد فراق را چشید وپس از مد تی ، فراق از یک به چهار رسید درد هجـران وفـراق گریبانش را گـرفت و کتاب عشق وفـراق ازهمین جا پا گرفت . پس از چند سال تنها ئئِ در سال هفتاد ونه به امریکا مهاجـرت کرد وهم اکنون در امـریکـا درکنار همسر و فـرزندان ونوه هایش زنده گانی میکند و دوران بازنشستگی  رامیگذراند. ودرتاریخ اول جولای دوهزاروهفت به
فکرایجاد یک سایت انترنتی افتاد.

نا  گفته نماند که دربدو ورود به نیروی هوائی به پیروی از پدرش که تا ر مینواخت، روی به آموختن تارنمود و خودش معلم خودش بود که تا هم اکنون ادامه دارد . اومیگوید من عاشق شعـرومـوسیقی وخا نواده خود هستم و بـرای همگی انها اشعـاری سروده و به  یکا یک آنها عشق میورزد ومیگوید تا نفس دارم عـا شـقـم ودست بردار هم نیستم ...                                        

  اراتمند شما   (  راوی  )                

 

حق چاپ و انحصار محفوظ
امیر حکیمی 22 آپریل 2008 میلادی
Copy Right Amir Hakimi
April/22/2008

Hit Counter