صفحه اول| تماس با ما | بیو گـرافی | طنز | غـــزل | دوبیتی | کتاب گویا | اشعار داستانی | دیدنیها و شنیدنیها |
|
|
|
|
|
١ ٢ ٣ ٤ ٥ ٦ ٧ ٨ ٩ ١٠ ١١ ١٢ ١٣ ١٤ ١٥ ١٦ ١٧ ١٨ ١٩ ٢٠ |
چه گویم نازنین من از جوانی مرا یاد است ز دوران جوانی قد رعنــا کنـون گشتـه کمـانی گوش بده ای جان من این قصه را درد هجــر آمد مرا کرد دربــدر داغ هجرت بر دلم لشکر کشید
مرگ و ماندن در جدالی سخت شدند بترس صیاد تو از قهر الهی زنی دیدم چو لیموی لهیــده کجــا رفـتــی بـیــا ای مــاه تـا بــا ن چـشـات مـسـت و لـبـت پــر خـنــده بـا شــه وقــتــی عشق از راه میرسه قـلـبـتـو تـسـخــیــر میکنه از آنـوقـت که نـشـسـتــم پـیـش رویـش |
حق چاپ و انحصار محفوظ
امیر حکیمی 22 آپریل 2008 میلادی
Copy Right Amir Hakimi
April/22/2008