١٤٩ دوبیتی
|
سـفـیـنـه سـا ز |
|
بـــرای ایـن سـفـر زمـیـنـه سـازم بـگـفـتـا نـصـف شب اونو میسازم |
|
یکـی گـفـتـش کـه مـن سفـیـنـه سازم بهـش گـفـتـن که خـورشید خیلی داغه |
|
خـط فـقـــر |
|
گـرفـتـاری بـهـرجـا ؛ جـا گــرفـتـه دلـم از گـشـنـگـی ؛ بـوی نا گرفته |
|
خـط فــقــرایـن روزا بـا لا گــرفـتــه تـوی ایـن قـاره هـم اوضـاع خـرابه |
|
پــول نـفـت |
|
پـول نـفـتــو مـیـارن در خــونـه مـیگن که پـسـرت خیلی جوونه |
|
عـجـب قـشـنـگ شده دورزمـونـه مـیـان فـقــرا بـمـن نـمــیــدن |