دوبیتی ٤٠
|
با تـوبـودم |
|
برهـر قـدم پـای تـو یک چـامـه سـرودم خــرم من از آن عشوه واز نـاز توبــودم |
|
یک عمـرچونفس همـره وهم پای تو بودم دست دردست تو در کـوچهء عشق بال گشودیم |
|
مثـل عقـا ب |
|
گـره خـورده دلم برتا رمویت ولی همچـوعقـا ب آیم بسویت |
|
ستـاره میدرخشد همچــو رویت اگرراهـم بسـوی تو دو دریاست |
|
تقدیم به استاد جلیل شهناز |
|
که جان بخش من وروح وروان است جـلیـل است تا چـنیـن فخـرزمان است |
|
صــدای سـاز تـــو آرام جـا ن اسـت ز هــر مـضـراب تــوصـد نا له خیزد
|