دوبیتی ٧٨
|
بـزم عا شقان |
|
زعشق عاشقـان افسانه دارد کنا رشـمعـشـا ن پـروانه دارد |
|
دلم در کـوی جا نـا ن خانه دارد زبسکه عا شقان در بزم عشقـند |
|
غــزل جا نا نه |
|
زعشق شیرینتـرازقند وعسل گفت کزاین آوازهزاران غنچه بشگفت |
|
چو شاعـربهـرجا نا نش غــزل گفت بگوش گـل ستـا ن آوازعشق خواند |
|
قهـرعا شق |
|
هرجا که رفته دلدار. اصلا خبرندارم از آه سینه سوزم . سـوز جـگرندارم |
|
دیگرزهجرجا نا ن. من چشم ترندارم تا دلبرم چنین است کاردلم همین است
|