دوبیتی ٨٨
|
با توهستم |
|
نگـه داشتم چو رویت می پرستم بمـویـت نازنیـن من با تـو هسـتم |
|
من آن عهدی که با موی تو بستم اگــردنـیـا بـجـنـبــد بـــر عـلـیـهـم |
|
چه میشـد |
|
سـراسرکـوی جا نان ملک ما بود همه ملـک جهـان صلح وصفا بود |
|
چـه میشد تـا که دلبـربـا وفـا بود چه میشد ریشه جنگ کنده میشد |
|
جام جهان بین |
|
نمی گشتـم چنیـن بیماروغمگین بدان رخسـار زیـبـای چوپـروین |
|
اگـرداشتـم بکـف جام جهان بین همی کـردم نظـربـرخا نـه ي یار
|