دوبیتی ٨٩
|
روزیا ر |
|
زمـان دیــدن روی نگـا رشـد بگوساقـی بیا روز روزیارشد |
|
پــرستـوآمـد و وقـت بهــا رشـد شـده وقـت گـل و دیـدارجـا نا ن |
|
شـکـرگـذار |
|
کـه تـا دائـم ببینـم خانه ي یـار بـدنبالش نمودم شکردوصد بار |
|
مـرا جـا م جهان بیـن داده دادار هـزاربارپیش دادارسجده کردم |
|
بـرو ای شب |
|
زدست تـوبسی پـژمـرده گشتم بـرو که ازتو من افسرده گشتم |
|
بـروای شب که من آزرده گشتـم توای شب حا مل بس درد ورنجی
|