دوبیتـی ٢
|
قـهــرمکــن |
|
قهـرمکن با من منم رسوای تو جا ن چه باشد تـا نـدم درپای تو |
|
رًخ متـا ب ازمن منم شیدای تو زاریم خواهی؟ بکن بد تــربکـن
|
|
طــلـب بـوسـه |
|
درپیش توام بیش وکمی نیست مرا زیـرا که بجـزتــوصنمی نیست مرا |
|
سوگندکه دگـرهـیچ غـمی نیست مرا مـهـما ن تـوام یک بـوسه حلا لم کن
|
|
سـیرت نیکــو |
|
وزچه مشا طه کنی روی خودت را آن به که مشا طه کنی. سیرت خود را |
|
ازچه آشفته کنی موی خودت را ما بس بجهان دیده ایم صورت زیبا
|