|
جشن بهـا ری |
٨٦
|
دل عشـا ق نــوروز جـا بجـا شد شد ند مست وزدل غمها جدا شد دل یـاران همـه غـرق صفا شد زسیـن ها سفره ي نوروزبپا شد بد ین جـشن بها ری نغمه ها شد هـمه دلهـا بسـوی کـبــریــا شد |
|
بهـارآمـد عـزیـزان غـنـچـه واشد همـه ازبـوی عطـریا س وسنـبـل زرقص پیک نوروزحاجی فیروز نشست گلدان سنبل صـد رمجلس نشستند دورسـفــره پیـروبــرنـا چـوآمـد اینهـمه نعمـت ز افـلاک |
حکـیمی گفته تبـریک ومبـارک
که این فرخنده نـوروزبا شما شد
اول فروردین هشتادوپنج