|
مرز عشق |
٧٩
|
اوپی خواست د لش این را ه دشوار میرود بـی مـحـا بـا دل بـکـا م عشق جـرارمیرود گوئیا دارد به بستا ن یا چمن زار میرود لا جرم دل درپی جا نا ن بد یدار میرود او به مسلخ گا ه عشق ما نند پروار میرود چون زلیخا در پی یوسف ببا زار میرود |
|
عاشق ازشوق نگا ر تا شهر دلدار میرود گرچه راه سخت است ونا هموارولی ازعشق یا ر دل با مید میزند بر آب و آتش این چنین بردل شیدا چو نیست آرامش و صبر و قرار پرتو عشق تا بتا بد بر دل هر عا شقی سر ببا د عشق دهد فرها د عا شق با کلنگ |
ای حکیم ازمن مپرس این رمزورازعاشقی
هر که شد عاشق چو من تا مرزادبار میرود
دوازدهم بهمن هفتادوشش